تداومِ حضور در کرسیها پس از پایان مهلت قانونی، نه تنها با نص صریحِ قانون (ماده ۳ و ۸۵ قانون شوراها) در تضاد است، بلکه فرسایشی است که دودِ آن در نهایت به چشمِ اعتبار ایران متحد میرود. این ۳ نکته را بدونِ تعارف مرور کنیم:
▫️ ۱. بنبست حقوقی؛ خروجِ محترمانه یا اجباری؟
قانون صریح است: با پایانِ دوره، مشروعیتِ وکالت تمام میشود. اگر انتخابات برگزار نشود، سازوکارِ قانونی مشخص است: واگذاریِ مدیریتِ شهر به استانداریها و فرمانداریها. بیایید اجازه ندهیم کار به «قائممقامیِ دولتی» و حذفِ شوراهایِ انتخابی بکشد. خروجِ پرچمدارانه و پیگیریِ برگزاریِ انتخابات، بسیار محترمانهتر از پایانِ قهریِ دوره است.
▫️ ۲. انتخابات، یک «استراتژیِ جنگی» است؛ نه یک روالِ اداری!
دشمنِ خارجی ( آمریکا و رژیم صهیونیستی ) در میانهٔ جنگ، انتخابات برگزار میکند تا تصویرِ «ثبات» مخابره کند. تأخیرِ ما در انتخابات، دقیقاً همان «نقطه ضعفی» است که به اطمینان در زمان لازم دشمن با بوق و کرنا به عنوانِ «تعطیلیِ مردمسالاری» به جهان مخابره خواهد کرد. برگزاریِ پرشورِ انتخابات، یک «سیلیِ امنیتی» به اتاقِ جنگِ روانیِ دشمن است. آیا ما باید با تعویقِ مکرر، پازلِ دشمن را تکمیل کنیم؟
▫️ ۳. نیاز به «خونِ تازه»؛ قفلِ حدود ۳۲۰ هزار کاندیدا در شوراهای شهر و روستا را بشکنید!
حدود ۳۲۰ هزار نفر کاندیدای شوراهای شهر و روستا که در بین آنها بسیاری از نخبگانِ اجرایی و دانشگاهیِ کشور وجود دارد، آمادهاند تا در یک رقابتِ سالم، خونِ تازهای به رگهایِ مدیریتِ شهری تزریق کنند. سکونِ طولانیمدت، شهرها را دچارِ کرختی و رکود کرده است. پیشگامیِ اعضایِ فعلیِ شوراها برای برگزاریِ سریع انتخابات، بهترین راه برایِ ثبتِ نامی نیک از خودتان در تاریخِ مدیریتِ شهری است.
▫️ کلام آخر:
این یادداشت، دعوت به یک «همتِ جمعی» است. از شورای عالی استانها تا تکتکِ اعضایِ شوراها؛ بیایید در کنارِ ملت مبعوث شده پیشرانِ برگزاریِ انتخابات پرشور شوید.
▫️ اجازه ندهید نامِ شوراها با «تلاش برای ماندن در قدرت» گره بخورد.
▫️ ایران به «اقتدارِ پای صندوق» نیاز دارد، نه به «سکونِ پشتِ میز».